bear

خرس خوابالو - خرسی که خوابش نمی‌برد

روزی روزگاری، در جنگلی بزرگ و سرسبز، خرسی مهربان به نام “خوابالو” زندگی می‌کرد. خوابالو، مثل همه خرس‌های دیگر، عاشق خوابیدن بود. اما یک شب، اتفاقی عجیب افتاد. خوابالو نتوانست بخوابد! او در تخت نرم و گرمش غلت می‌زد، اما خوابش نمی‌برد. خوابالو بلند شد و به دوستانش، سنجاب پرانرژی به نام “نوشا” و جغد دانا به نام “داروین” سر زد. او با ناراحتی گفت: “دوستان، نمی‌توانم بخوابم! نمی‌دانم چه کنم.” ...

اکتبر 6, 2026 · قصه دون
bearboy

کودک و خرس - دوستی کودکی با خرس.

بود یک زمانی، در قلمرویی دور افتاده از دهات و روستاها، یک پسربچه به نام آرتین زندگی می‌کرد. آرتین یک کودک شجاع و خوش‌قلب بود که همیشه علاقه زیادی به کاوش در جنگل‌های اطراف خانه‌اش داشت. او هر روز صبح زود از خواب بیدار می‌شد و با یک سبد خرما و پنیر از طریق جاده‌های خاکی به سمت جنگل‌ها می‌رفت. ...

اکتبر 6, 2026 · قصه دون