bird

پرواز آرزومند - پرنده‌ای که می‌خواهد بالاتر پرواز کند

روزی روزگاری، در یک جنگل سرسبز و زیبا، پرنده کوچکی به نام پَرپَر زندگی می‌کرد. پَرپَر یک گنجشک شاد و بازیگوش بود که همیشه دوست داشت بالاتر و بالاتر پرواز کند. او از کودکی آرزو داشت که به بلندترین نقطه آسمان برسد و از آنجا به تمام جهان نگاه کند. یک روز صبح، وقتی خورشید طلوع کرده بود و نور طلایی‌اش به جنگل می‌تابید، پَرپَر از خواب بیدار شد. او به آسمان آبی نگاه کرد و پرنده‌های دیگر را دید که تا دورترین نقطه آسمان پرواز می‌کنند. دلش می‌خواست او هم به همان اندازه بالا برود. او با هیجان به خودش گفت: “من هم می‌توانم! من هم می‌توانم به آن بالاها بروم!” ...

اکتبر 6, 2026 · قصه دون
birdchild

دوستی با پرنده - دوستی کودکی با پرنده .

در یک دهکده کوچک و زیبا، پسری کوچک به نام پارسا زندگی می‌کرد. پارسا پسری مهربان و کنجکاو بود و همیشه دوست داشت با حیوانات و پرندگان بازی کند. او هر روز در باغ خانه‌شان بازی می‌کرد و از دیدن گل‌ها و شنیدن آواز پرندگان لذت می‌برد. یک روز، وقتی که پارسا در حال بازی در باغ بود، ناگهان صدای ضعیف و ناراحتی از پشت بوته‌ها شنید. با دقت به سمت صدا رفت و دید که یک پرنده کوچک با پرهای رنگارنگ روی زمین افتاده و نمی‌تواند پرواز کند. پارسا با دقت و مهربانی پرنده را برداشت و به خانه برد. ...

اکتبر 6, 2026 · قصه دون